Skip to main content
شعر

باتلاق پرسش‌های به‌سرقت رفته

توسط جولای 7, 2022فوریه 3rd, 2023بدون نظر


مرده‌ام حالا

؟

 
حالا که هیچ جا نیستم کجایم آیا
؟


حالم خوب است
؟ 

حالا که اینجا نیستم کجایم آیا
؟

 


مرده‌ام حالا
؟

 

 


در نیست که بزنید 
کوچه نیست که بیایید
پنجره نیست که بکوبید
.

نیستم اینجا
.

 

 


می‌پیچم لابه‌لای خودم
.

 


کجایم حالا
؟

زنده‌ام آیا
؟

برمی‌گردم آیا
؟

دوباره دست‌هاتان را دراز می‌کنید بگیرم که نیفتید از این بالا
؟


حالا که نیست دور دستم موهاتان، هستم آیا
؟


اینجایم
؟


کجایم حالا
؟


برمی‌گردم آیا
؟

 


کشته‌اید مرا
؟

تا نفس آخرم کشیده‌اید توی سینه آیا
؟

حبس کرده‌اید مرا آنجا توی سینه‌تان آیا
؟

 


درد دارم
؟
عرق می‌ریزد از انگشت‌هایم
؟
از موهایم
؟
از سینه‌ام
؟
از صورتم
؟
از ابروهایم
؟
از زانوهایم
؟

عرق می‌ریزد از مچ پاهایم،
آیا
؟

درد دارم حالا
؟

خون می‌ریزد از انگشتر عقیقم،
آیا
؟

آیا
؟


نیستم حالا
؟

 

کجایم حالا
؟

گم شده‌ام
آیا
؟

پیدا نمی‌شوم
؟

پیدایم می‌کنید
آیا
؟


دوباره می‌گیرید روی سینه،
آیا
؟

توی سینه،
آیا
؟

هستم
؟

کجایم حالا
؟


صدای گریه‌تان می‌آید از آن تو می‌آید. از این تو می‌آید. اشک‌هاتان را پاک می‌کنم آیا
؟

دوونه دووونه زنده‌ات می‌کنم
آیا
؟


نیستم حالا
؟


کجایم حالا
؟

برده‌اند مرا
؟

برده‌اند کجا
؟

 


پیدا نمی‌کنید مرا
؟

حالا دیوانه می‌شوید دور خانه می‌دوید دور کوچه می‌دوید خوابتان می‌پرد می‌پرد می‌رود آن دوردورها
؟
خل می‌شوید
آیا
؟

پیدا نمی‌کنید مرا
؟

زنده‌ام آیا
؟


حالم خوب است
؟

درد دارم
آیا
؟


خوابم
؟
خوبم
؟
برمی‌دارید مرا
؟
از روی ابرها
؟
پایین می‌آورید مرا
؟
می‌آورید توی خیابان
؟
راه می‌روم حالا
؟

 

 

 

 

 

 


حالا می‌آیم پیش شما
؟ 

پیش شما می‌آیم حالا
؟

 

 

 

 

 


حالا دوباره از آن بالا دست‌تان را می‌گیرم دوباره می‌آیم اینجا
؟ 

آنجا
؟

 

 

زنده‌تان می‌کنم
آیا
؟

 


حالم خوب است
؟ 

زنده‌ام
آیا
؟

 

هستم آیا
؟


حالم چی
؟

حالم خوب است، 

آیا
؟

 


۲۰۱۰