Skip to main content

بمار

 


با نام عجیبی
بیگانه با زبان
 بیگانه با من
بیگانه با پستان

        شیر می‌دهد به پستانِ من به لب می‌رسد
.
.
.

به لب می‌رسم
برایرسیدن
.
عشق عجیبی
دارد
نام عجیبی
.
.
.

سرم درد می‌کند

پاره که می‌شوم دست می‌شود

سوزن برمی‌دارد

بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوزبدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بوسه‌های ندیدهرابهناخن‌هایشنیده
.
.
.
 

یک سر این پارگی به شما می‌رسد
یک سر این پارگی به تو می‌رسد

ـ
پائیز ۲۰۰۸

بازدیدها: 193