Skip to main content
شعر

حدود پنجم ماه است

توسط نوامبر 13, 2020سپتامبر 15th, 2022بدون نظر

 ‫

زن‌ها نشسته‌اند روبروی هم
،

‫دو تا
،

‫زن‌ها نشسته‌اند روبروی هم
،

‫دو تا
،

‫زن‌ها نشسته‌اند
،

‫سه تا
،

‫زن‌ها نشسته‌اند روبروی هم
،

‫نُه تا
نُه تا
نُه تا

‫زن‌ها نشسته‌اند روبروی هم
.

زیاد که می‌شوند حالم بد می‌شود

.

‫زن‌ها نشسته‌اند روبروی هم
،

‫دو تا

‫.
.
.

‫زن‌ها نشسته‌اند
،

‫رو به روی هم
،

پهلو به سینه، پشت به روبرو داده‌ایم
.
.
.

‫دستم دامنش را مچاله می‌کند

‫سرم از میان دامنش سر می‌زند

‫سرم میان دامنش سر می‌گرداند لای دامن
.
.

‫سرم میان دامنش سر می‌مالد لایِ لایِ لایِ لایِ لایلای لایللایلای لای لای لای پاهاش که

‫عطری دارد پنیر و خمیر، و
شیرین است؛

پنجم ماه است
؟

حدود پنجم ماه است

.

شیشم ماه است
؟

حدود شیشم ماه است
.

‫سرم می‌رود صورتم می‌آید لب‌های به هم فشرده‌ام روی لب‌های گشوده سر می‌فشارد
.

‫دامنش را مچاله می‌کنم روی سرم، پشت می‌دهد به دیوار
.

‫خنده که معنی ندارد اینجا که سرم لیز می‌خورد روی گلوگاهش و
دوست ندارم زبانم را بیرون بیاورم، اما
دوست دارم لب‌هایم را فشار دهم روی لب‌های از هم گشوده‌اش که
ورم کرده‌اند، و
.
خنده معنی ندارد اینجا که می‌خندد

.
.

‫تکیه می‌دهم به دیوار پشتِ سر . . . . . .  پرده زیر شانه‌ام له می‌شود
.
.

‫سرش را فرو می‌کند لای دامنم. لای لای لای لای لایلایلالالالا لای دامنم. وووورررژاللللای لایِ لایِ دامن
.
.

‫پاهام را به هم فشار می‌دهم
.
.
خنده که معنی ندارد اینجا که پستانم را می‌گیرد مثل هیچ
‫مثل هیچ

‫پستانم را می‌گیرد مثل هیچ
.

‫می‌گیرد پستانم را توی کف دست می‌گیرد

.

.

‫دنبال شاپور می‌گردم انگار حالم بد است

تابستان  ۲۰۰۳