Skip to main content
ناشعر

سرگشتگی‌ فیس بوکی

توسط دسامبر 28, 2020سپتامبر 15th, 2022بدون نظر

می‌روم روی شاعری با ریش انبوه که از داس و چکش عبور نمی‌کند و کاری نمی‌کند و اگر بکند ول می‌کند روی ایران افغانستان

.

می‌روم روی شاعری با موی کوتاه که فرقی میان خشم و اندوه قائل نیست زیرا هر دو را دست دیگران دیده و خود را بیرون از صحنه هنوز ندیده

.

شب‌ها، پیش از آخرین سیگار آخر شب،
می‌روم روی ایرانِ داخل ایران

.

صبح‌ها پیش از قهوه‌ٔ اول،
می‌روم روی ایران اتریش،

از همرسانی این می‌روم روی همرسانی آن، از آنجا
می‌روم روی ایران آلمان،

جهان کِش می‌آید از این به آن

.

ایران چیز مبهمی است

حتی، ایرانی چیز مبهمی است

حتی ایرانی‌های نیمه‌ایرانی،
ایرانی‌های دورگه،
ایرانی‌های تازه‌وارد، مهاجر، مسافر، دانشجوهای متمایل به ماندن، به رفتن، قدیمی‌های اروپا، قدیمی‌های آمریکا، قدیمی‌های کانادا، که می‌شود هنوز توی کافه‌ها نشست و دیدشان زد و یاد قدیم‌ها کرد و یاد کرد که چقدر قدیمی‌اند،
مبهم‌اند
.

حتی ایرانی‌های ایران که نمی‌شود دیدشان،
یا دیدشان زد،
یا دست‌شان زد
یا دست زد به سر و صورت و گردن‌هایی که معلوم نیست به پایین‌تنه‌ای وصل است یا نیست، و آیا راست کرده‌اند، یا شکفته‌اند وقتی لال شده‌اند، صفحه بسته‌اند، باز کرده‌اند، معناها را مخلوط کرده‌اند و لیست دوستانِ‌ِ دوستان من را کم و زیاد کرده‌اند،

مبهم‌اند
.

مبهم‌اند و هشدار می‌دهند،
همخوان می‌کنند، به همدیگر می‌گویند دیشب خواب کی را دیده‌اند،
شیرینی می‌خورند،
دیشب کی خواب‌ دیده‌شان،
لای کامنت‌ها چای که می‌خورند در پرده به هم می‌گویند: «آشغال، من از تو بیشتر می‌دانم»
.

من،‌
اما،
از کسی بهتر نمی‌دانم، زیرا
نیستم وابسته به ایران،
یا دلبسته به ایران،
یا آشنا با چیزهایی که ایران است و معلوم نیست با چارچوب‌های کی، چی است
.

اما می‌دانم اگر لحظه‌ای غافل شوم ایران ناگهان سوریه می‌شود و اگر شد،
آیا ایران آمریکا هم سوریه می‌شود؟
آیا ایران کانادا هم سوریه می‌شود؟
آیا ایران سوئد هم سوریه می‌شود؟
آیا ایران مالزی هم سوریه می‌شود؟
.
غافل نمی‌شوم. نه!

.

دوستانم را وا می‌کنم

نگاه می‌کنم

لایک می‌کنم

.

از روی دوستانم می‌روم روی دوستان‌شان،

نگاه می‌کنم، لایک نمی‌کنم، اما.

می‌گردم ببینم ایران کجاست.
،

حتی، تهران کجاست
،

یا اگر تهران آنجاست، اصفهان کجاست

و آیا اصفهان،
همان نزدیکی شیراز نیست؟

اگر هست، تبریز کجاست

تبریز نه، مشهد کجاست

.

از من‌، کدامم اهل مشهد بود، کدام‌ اهل ارومیه؟
کدامم در اهواز یک روز از این سر شهر تا آن سر رفت و برشته شد؟

.

آیا دقیقه‌ها و ساعت‌ها و روزها وقت تلف کردن، وقت تلف کردن است؟ بهداشتی است؟ اقتصادی است؟ التیامی است؟ اعتیادی است؟

.

و چه فرقی می‌کند امروز ما بوده یا دیروز آنها که یکی را که معلوم نیست بگویند کیست، گرفته‌اند برده‌اند جایی که معلوم نیست بگویند کجاست

.

سپهر ما آیا ایران است یا خارج؟

حسام آنها خارج شد، اما آیا ایران است یا خارج؟

هاجر، که آنفریند کرده، ایران است؟

الی که می‌رود می‌آید آیا با من در خیابان راه نمی‌رود که با خیال راحت برود بیاید؟

اینها را برای لایک زدن به آنها نه، برای کامنت گذاشتن زیر آنها حتما، برای همخوان کردن آنها حتما حتما باید در نظر داشت؛

این درنظرداشتن‌ها آیا بهداشتی است؟
یا مخل آمار پیج است؟

.

و چه فرق می‌کند اگر برای تولد زنی که خوشگلی‌ خود را با وقاحت دست می‌اندازد تا رفیق رفیق‌هاش بماند، شرابی باز کنم یا سیگاری روشن کنم یا چای بریزم، یا
بروم روی دوستانش کس‌چرخ بزنم؟

.

جایی که فراموش کرده‌ام کجاست، زنی وسط میدان، وسط کارِ مردی که ساز می‌زند می‌پرد بی‌آنکه احترام رقص را نگه دارد یا احترام من را نگه دارد که چشمم دنبال انحناهای تن زنی است که برقصد

.

جایی که فراموش کرده‌ام کجاست زنی ذوق می‌کند که مردانی که حرفی دارند حسابی، مانند او، صدای او را گرفته‌اند بلندگوی خود کرده‌اند و خود را بلندگوی او کرده‌اند و معلوم نیست کی کی را له می‌کند زیر بلندگوهای خود

.

تهران به خواب من نمی‌آید

آنجا همیشه ایران است

زاینده‌رود گاهی خشک می‌شود گاهی نمی‌شود

گاهی اسید می‌پاشند
ناگهان دیگر نمی‌پاشند

.

گاهی که نمی‌پاشند، می‌روم روی ایران نیویورک،

از ایران لس‌آنجلس مستقل‌تر است، ناجانبدارتر است، یا جانبدارتر به جانبی است که من مایل‌ام

.

چگونه است که حتی بیرجندی‌ها از آن سر ایران، گاهی اصفهان را لایک می‌کنند، با پل‌ها مناره‌ها کاشی‌ها؟
.

شیرازی‌ها، کوچه‌های تو در تو، رودخانه‌های رنج‌کشیده، بازارهای هدفمند و قهوه‌خانه‌های بی‌هدف ندارند؟

آرش اخوت ندارند؟
سیامک گلشیری ندارند؟

.

به چه درد می‌خورد وقتی حذف می‌شود کامنت‌ها با جمیع ریپلای‌ها، وقتی من هنوز خوابم و نمی‌دانم دارند حذف می‌شوند کامنت‌ها با جمیع ریپلای‌ها؟

به چه درد می‌خورد وقتی موج می‌آید استاتوس‌ها را می‌برد زیر آب؟

اینها از امور التیامی است؟ از امور اعتیادی است؟
مُخّل آمار پیج است؟
این خودش آیا موج است، من را می‌برد؟
پروفایل من را می‌برد؟
پیج من را می‌برد؟
پیج‌های حرفه‌ای‌ام را می‌برد؟
پیج‌های شخصی‌ام را می‌برد؟
لایک‌هایم را می‌برد؟

.

پیوندهایم با اینستا را هم می‌برد وقتی می‌برد؟

.

پیوندهایم با اینستا را هم می‌برد وقتی می‌برد!

دسامبر ۲۰۱۸