Skip to main content
شعر

شناسنامه

توسط مارس 17, 2023بدون نظر

من صندلی‌ام.

کشيده‌اندم تا ميان اتاق،
ایستاده‌اند روی من،
سر بيرون کرده‌اند از حلقۀ طناب،
با تيپا مرا از زیر پا پس زده‌اند

من صندلی‌ام.

نشسته‌اند روی من
 نگاه کرده‌اند به روبرو،
به آنچه از طناب آویزان است،
برخاسته‌اند،
کشانده‌اندم تا ته اتاق،
تا پای پنجره،
ایستاده‌اند روی من
خم شده‌اند از پنجره بيرون
ول شده‌اند
چسبيده‌اند به سنگفرش

من صندلی‌ام.

کشيده‌اندم تا توی خيابان،
نشسته‌اند روی من،
نگاه کرده‌اند به سنگفرش،
نگاه کرده‌اند به بالا،
برخاسته‌اند،
از خيابان گذشته‌اند،
تا ميان موج رفته‌اند،
از موج گذشته‌اند،
زیر آب رفته‌اند

من صندلی‌ام.

ایستاده‌اند روی من

.
خیابان باترست تورنتو ۲۰۰۳