
من صندلیام.
کشيدهاندم تا ميان اتاق،
ایستادهاند روی من،
سر بيرون کردهاند از حلقۀ طناب،
با تيپا مرا از زیر پا پس زدهاند
من صندلیام.
نشستهاند روی من
نگاه کردهاند به روبرو،
به آنچه از طناب آویزان است،
برخاستهاند،
کشاندهاندم تا ته اتاق،
تا پای پنجره،
ایستادهاند روی من
خم شدهاند از پنجره بيرون
ول شدهاند
چسبيدهاند به سنگفرش
من صندلی ام.
کشيدهاندم تا توی خيابان،
نشستهاند روی من،
نگاه کردهاند به سنگفرش،
نگاه کردهاند به بالا،
برخاستهاند،
از خيابان گذشتهاند،
تا ميان موج رفتهاند،
از موج گذشتهاند،
زیر آب رفتهاند
من صندلی ام.
ایستادهاند روی من
ـ.ـ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ـ.ــ.ـ.ـ.ـ.
ساقی قهرمان تورنتو کانادا بهار ۲۰۰۳
بازدیدها: 139
