Skip to main content
شعر

من‌ام این که اوست

توسط نوامبر 14, 2019سپتامبر 15th, 2022بدون نظر

به سینه‌ای می‌خزد که از دیروز مال من نیست

غریبگی خود را مدام اعلام می‌کند

به من، به اشاره می‌گوید، این که اوست، من‌ام

به سایش و هذیان و یگانگی و بحران نزدیک می‌شود تا چون شهاب‌های خوابالود از هم عبوری کشدار کنیم؛ گاهی خونی

پستان‌های من را پس بزنیم پستان‌های تو را پیدا کنیم

سر،
گِردی سر،
و آنطرفی که بالای چشم‌ها و لب‌ها و بینی، بالای پیشانی است،
هنگام عشقبازی،
نقش موثری دارد

و دست،
وقتی با سر انگشت،
در حالتی به نشانه‌ی وسواس،
لب‌ها،
یا چانه را
به دو انگشت می‌گیرد،
نقش موثری دارد

گِردی شکم
که می‌خزد از شانه‌ها تا پاشنه‌های پا،
تصویری از کف دست را در ذهن زنده نگه می‌دارد

و چانه،
در سایشی مشکوک و بی‌هدف در لایه‌های درونی کُس، نقش موثری دارد

 

در نهایت اما وقتی به من به اشاره می‌گوید این که اوست، من‌ام، سیگارم را برمی‌دارم

 


مهر ۱۳۹۴

October 2015