Skip to main content
شعر

‌آلوده‌ به خواب

توسط نوامبر 7, 2019سپتامبر 15th, 2022بدون نظر

 

 

بعد صبح می‌آید

 

 

ظهر می‌شود

غروب می‌شود

شب می‌شود

نشسته‌ام

دراز می‌کشم

می‌خوابم

بیدار می‌شوم

می‌نشینم

نگاه می‌کنم

 

بعد صبح می‌شود

 

ظهر می‌شود
غروب می‌شود

 

شب می‌آید

 

دراز می‌کشم

می‌خوابم

نمی‌خوابم

خواب نمی‌آید

 

 

صبح می‌آید

 

دراز می‌کشم

نمی‌خوابم

می‌نشینم

می‌خوابم

ظهر می‌شود

 

 

غرب می‌شود

شب می‌آید

نمی‌خوابم

می‌خوابم

صبح می‌شود

ظهر می‌شود

غروب می‌شود

شب نمی‌شود

شب می‌شود

می‌خوابم

می‌خوابم

می‌خوابم

 

از خواب که پا می‌شوم، شب نمی‌شود

 

شب است

 

شب، دراز می‌شود

 

شب، دراز می‌شود تا صبح

صبح، شب است

 

صبح، شبی است که دراز می‌شود تا ظهر که غروب می‌شود

 

شب، دراز است تا غروب که شب می‌شود

 

می‌خوابم

 

خوابم

خواب نیستم

خوابم

خوبم

بد نیستم

زیاد بد نیستم

 

گاهی جور دیگری است

 

اول شب می‌آید

بعد صبح می‌شود

بعد شب می‌شود

بعد صبح می‌شود

نمی‌خوابم

خوابم نمی‌برد

خوابم که می‌برد خوابم نمی‌برد

دراز که می‌کشم می‌نشینم

دراز

 

خوابم نمی‌برد

خوابم که می‌برد، خوابم نمی‌برد

خوابم که می‌برد زلزله می‌شود

 

بعد شب می‌شود

صبح می‌شود

زلزله می‌شود

خوابم نمی‌برد

خوابم

خوابم نمی‌برد

 

 

مرداد ۱۳۸۳
August 2004