در یک معنای کلی و عام و بیشکل و رنگ و بوهای خاص، سکس، هیچ چیزی نیست که هیچ چیزی را در ذهن زنده کند که سپس به تصور لذت منتهی شود، و اگر بشود، در آن شکل کلی و عام، به تصویر های اشتباه و مبهم و نامربوط به لذت منتهی میشود.
وقتی میگویم به لذت جنسی از سکس با زنها علاقه دارم، در ذهن، یک زبان و یک انگشت مجسم میشود که در طی یک روندی، به لب و دهانهای زنی میرسد، که در واقع اینطور نیست – اگر در دقیقههای طولانی اولیه سر بندانگشتهایِ دستِ مشتشده بکار نرود زبان و انگشت کارآیی نخواهند داشت.
یا وقتی میگویم به لذت جنسی از سکس با مردها علاقه دارم، در ذهن، یک عضو دخول مردانه مجسم میشود که طی روندی وارد یکی از اعضای مکندهی زنانه میشود، که در واقع اینطور نیست – انگشتهای تکتک یا بههم چسبیدهی زنانه است که طی روندی، به یکی از دهانهای مردانه وارد میشود، و اغلب در همان حلقههای ابتدایی برای جذب لذت میماند، متفاوت با دخول مردانه که بستگی به طول و عمق، یا شتاب دخول دارد.
تفاوتهای زندگی کردن و زندگی نکردن در مسیر زندگی، بستگی به توجه به جزئیات دقیق کارهایی که میکنیم و نمیکنیم دارد.
نوامبر ۲۰۲۲
بازدیدها: 2
