«پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت»
با
«پدرم روضهٔ رضوان را به دو گندم خواهد فروخت،» تفاوت اساسی دارد.
.
«پدر من روضهٔ رضوان را نفروخت» تضمینی بر «پدر من روضهٔ رضوان را نخواهد فروخت»، نیست.
.
«پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم نفروخت»به این معنا نیست که به بیست کیلو گندم هم نفروخته باشد.
.
«اگر پدرم روضهٔ رضوان را به دو گندم فروخته بود، حتماً شما خبر میشدید،» دلیلی بر عدم انجام معامله نیست.
.
«به تو مربوط نیست پدر من روضهٔ رضوان را فروخته است یا نفروخته است و به یک گندم فروخته یا به دو گندم فروخته است،» فقط پایان یک گفت و گو نیست. پایان هر اساس و پایهای است که گفت و گو را ایجاد میکند و پیش میبرد. در محیطهایی که آزادی بیان و آزادی پرسشوپاسخ و آزادی پرسش از مرجع عمل را تأمین میکند، متن بیشتر از موضوع اهمیت دارد، و پرسش را در مقابل پاسخ و ناپاسخ قرار میدهد و پاسخگو را گاهی مقابل پرسشگر و گاهی مقابل بازجو قرار میدهد و درهرحال، به روند آیندهٔ انگیزهٔ پرسشها و پاسخهایی که زمینههای تناوب جایگاه دولت با ملت را ایجاد میکنند، سود یا زیان میرساند.
بازدیدها: 60
