و کاری نمیکند
و اگر بکند ول میکند روی ایران ِ افغانستان
هر دو را دست دیگران دیده، و خود را بیرون از صحنه، هنوز ندیده
شبها، پیش از آخرین سیگار آخر شب، میروم روی ایران ِ داخل ِ ایران
.
ایرانی چیز مبهمی است
ایرانیهای نیمهایرانی، ایرانیهای دورگه، ایرانیهای تازهوارد، مهاجر، مسافر، دانشجوهای متمایل به ماندن، به رفتن، قدیمیهای اروپا، قدیمیهای آمریکا، قدیمیهای کانادا که میشود هنوز توی کافهها نشست و دیدشان زد و یاد قدیمها کرد و یاد کرد که چقدر قدیمیاند، مبهم اند
یا دیدشان زد
یا دستشان زد
یا دست زد به سر و صورت و گردنهایی که معلوم نیست به پایینتنهای وصل است یا نیست،
و آیا راست کردهاند یا شکفتهاند وقتی لال شدهاند، صفحه بستهاند، باز کردهاند، معناها را مخلوط کردهاند و لیست دوستانِِ دوستان من را کم و زیاد کردهاند
مبهماند
همخوان میکنند
به همدیگر میگویند دیشب خواب کی را دیدهاند
شیرینی میخورند
دیشب کی خواب دیدهشان
لای کامنتها، چای که میخورند در پرده به هم میگویند: آشغال، من از تو بیشتر میدانم
زیرا نیستم وابسته به ایران
یا دلبسته به ایران
یا آشنا با چیزهایی که ایران است و معلوم نیست با چارچوبهای کی، چی است.
اما میدانم اگر لحظهای غافل شوم، ناگهان ایران سوریه میشود!
و اگر شد،
آیا ایران ِ آمریکا هم سوریه میشود؟
آیا ایران ِکانادا هم سوریه میشود؟
آیا ایران ِ سوئد هم سوریه میشود؟
آیا ایران ِ مالزی هم سوریه میشود؟
غافل نمیشوم
تهران کجاست
یا اگر تهران آنجاست، اصفهان کجاست
کدامام در اهواز یک روز از این سر شهر تا آن سر رفت و برشته شد؟
سپهر ما آیا ایران است یا خارج؟
حسام آنها خارج شد، اما آیا ایران است یا خارج؟
هاجر، که آنفریند کرده، ایران است؟
الی که میرود میآید، با من در خیابان راه نمیرود که با خیال راحت برود بیاید؟
یا مخل آمار پیج است؟
این خودش آیا موج است من را میبرد؟
پروفایل من را میبرد؟
پیج من را میبرد؟
پیجهای حرفهایام را میبرد؟
پیجهای شخصیام را میبرد؟
لایکهایم را میبرد؟
تورنتو، دسامبر ۲۰۱۸
بازدیدها: 25
