گفتگوی بهنام دارابیزاده با ساقی قهرمان
بهنام داراییزاده – در هفتههای گذشته، انتشار تصاویر برهنه “علیا ماجده المهدی” وبلاگنویس جوان مصری، به تنه جنجالی را در جهان عرب برانگیخت. جنجالی که از چشم رسانههای غربی و سایر مردم خاورمیانه نیز پنهان نماند، اما اینک که چندروزی از ماجرا گذشته، شاید بتوانیم در ورای هیجانهای نخستین، به این حرکت اعتراضی نگاهی متفاوت و عمیقتر بیاندازیم.
پرسش محوری این است: آیا در ورای این اقدام به ظاهر رادیکال و کمنظیر که واکنش مثبت و منفی بسیاری از فعالان و فمینیستها را در پی داشت، پیام دیگری نیز نهفته است؟ در همین زمینه با ساقی قهرمان، پژوهشگر جنسیت و فعال در زمینهی حقوق جنسی در کانادا گفتوگویی کردهایم که در ادامه میخوانید.
همانطور که حتماً در جریان هستید به تازگی علیا ماجده المهدی، وبلاگنویس جوان مصری عکسهایی برهنه از خود و دوست پسرش را در وبلاگ شخصی و نیز در صفحه فیسبوکش منتشر کرده است و در همان جا نیز اشاره کرده که انگیزهاش از این اقدام، اعتراض به وضع موجود، نبود آزادی بیان، ارزشهای حاکم و قدرتیابی اسلامگرایان و… است. در ابتدا مایلم نظر شما را به عنوان یکی از فعالان حوزهی جنسیت و حقوق جنسی در این زمینه بدانم.
.
ساقی قهرمان – چند تا از عکسهای علیا را دیدم. نظر من این است که این عکسها انتقال از یک “حجاب” به یک “حجاب” دیگر را نشان میدهد. به این معنا که با حجاب تعیینشده از سوی “فرهنگ مسلط” که برای بدن زن و جنسیت زن وضع شده، هیچ تضادی ندارد.
در جامعهی امروز مصر که در حال گذار از یک وضعیت فرهنگی- سیاسی به یک وضعیت فرهنگی-سیاسی دیگر است، علیا فقط دارد میگوید من آن حجاب تعیینشده در ملاءعام را قبول ندارم، اما حجابی که برای زن در “حوزهی خصوصی و خلوت” مقرر شده را قبول دارم.
عکسهایی که علیا از خودش گرفته [دوست پسرش از او گرفته و در وبلاگی منتشر کردهاند]، دقیقاً همین را نشان میدهد. شکل آرایش علیا، لباسی که انتخاب کرده، یعنی گلسر قرمز، کفش قرمز و جوراب توری سیاه، اینها همه در واقع همان “حجابی” است که برای زن در خلوتی که تحت سلطهی یک چهرهی مردانه قرار دارد، تعیین شده. من فکر میکنم چیزی که علیا میخواهد بگوید در راستای آزادیهای جنسی یا جنسیتی نیست، فقط یک اعتراض است. در این مفهوم که “خب بگذارید من خودم انتخاب کنم که کدام یکی از این دو تا حجاب را الان میخواهم بردارم [یا بگذارم].”
با توجه به آن بسترهای اجتماعی- فرهنگی که شما نیز به آن اشاره کردید، به نظرتان همین حد از اعتراض نیز قابل تمجید نیست؟
هر حرکتی که به “خواست و انتخاب شخصی” افراد اشاره کند، به نظر من قابل تحسین است. وقتی که اکثر مردم مصر، قاعدتاً به مسائلی فکر میکنند مانند اقتصاد، یا حکومت آینده یا اینکه چه شخصی را به عنوان رئیس دولت انتخاب کنند، این که یک دختر جوان بلند شود بگوید اساس و بنیاد آن تصمیمگیریها و آزادیها به این بخش مشخص از فرهنگ برمیگردد در جای خودش خیلی حرکت قابل تحسینی است و خیلی هم شجاعانه است و نشان از هوش علیا دارد، اما فقط در همین حد.
انتقاد دیگری هم که مطرح میشود این است که این نوع اعتراضها که پیشتر نیز در دهههای۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در اروپا و برخی از کشورهای غربی جریان داشته به نوعی در بردارنده نوعی نگاه “جنسیتی یا ابزارگونه” به تن و بدن زن است. آیا رویکرد انتقادی شما این نوع دیدگاه را نیز در بر میگیرد؟
من فکر نمیکنم علیا عمداً قصد دارد به زن نگاه “ابزاری” داشته باشد. به نظر من، حرکت علیا از نداشتن آگاهی نسبت به محدودیتهایی ناشی میشود که جامعه و فرهنگ روی جنسیت میگذارد؛ یعنی تقسیم دوگانهی جنسیت به “جنسیت مرد و “جنسیت زن» و در پی آن “رفتار مردانه” و “رفتار زنانه”.
با توجه به عکسهایی که علیا از خودش منتشر کرده، فکر نمیکنم شناخت علیا آن قدر عمیق باشد که بخواهد در واقع استفادهی ابزاری از خود داشته باشد. به نظر من، از روی عادت، خیال میکند که با “برهنهشدن” میتواند “تابوشکنی” کند، اما نمیداند شکلی که برهنه شده، در واقع خودش همان تابو است.
نوامبر ۲۰۱۱
یکی از حجابهایی که زن ناچار است رعایت کند “زیبایی” است. یکی دیگر از حجابهایی که زن ناچار است به آن ملزم باشد “ظرافت” است. یکی دیگر “معصومیت” است. علیا تمام اینها را رعایت میکند. استفاده ابزاری از خود نمیکند، اما نمیداند این کاری که میکند، در خود فرهنگ استفاده ابزاری از زن است.
یکی از حجابهایی که زن ناچار است رعایت کند “زیبایی” است. یکی دیگر از حجابهایی که زن ناچار است به آن ملزم باشد “ظرافت” است. یکی دیگر “معصومیت” است. علیا تمام اینها را رعایت میکند.
من فکر میکنم انتخاب یک زن برای پوشش، مثلاً اینکه تصمیم بگیرد چادر سرش کند یا نکند تا زمانی که این تصمیم و اراده خودش باشد و هر دقیقهای که دلش بخواهد بتواند چادرش را بردارد و بگذارد روی زمین و دومرتبه بردارد و بگذارد سرش، اتفاق عجیب و غریبی نمیافتد. آزادی انتخاب چادر به معنی “آزادی انتخاب زن” است. به همان اندازه که پوشیدن یک لباس برهنه و تننما نیز میتواند انتخاب زن باشد. ما نباید “برهنگی” و “پوشیدگی” را در تقابل هم قراردهیم؛ تنها باید به حق انتخاب زن و حق تصمیمگیری زن برای انتخاب و حق او برای تغییر این انتخابها، تاکید داشته باشیم.
به باور شما، موضعگیری فعالان حقوق زنان و فمینیستهای ایرانی نسبت به این دست از رفتارها و واکنشها، چگونه باید باشد؟
به نظر من بهتر است به جای اینکه هیجانزده شوند و بر اساس دادههای ناقص یا موضعگیریهای صرفاً مقطعی و تاریخدار تحلیل کنند، به مسئله “جنسیت و محدودیتهای جنسیتی” نظر داشته باشند. ما زمانی میتوانیم از این چهارچوبهای محدودکننده و این حجابها تحمیلی، آزاد شویم که بدانیم هیچ دلیلی ندارد که مردها یک شکل خاص از لباس پوشیدن را رعایت کنند و زنها نیز یک شکل دیگری را.
به نظر من فعالان اجتماعی و فعالان حقوق بشر باید تلاش کنند تا “انسان” را از این قالب تنگ دوگانه که در حال حاضر دچار آن است آزاد کنند. نه اینکه وقت بگذاریم که بگوییم: حجاب خوب است یا برهنگی خوب است! ما باید به این فکر کنیم که آیا مردها و زنها با دامن و شلوار به دنیا میآیند؟ آیا شلواری که مردها میپوشند یک نوع “حجاب اجباری” است یا نه؟ آیا این حجاب اجباری به دلیل تعیین جنسیت و تعیین رفتار جنسیتی است؟
متاسفانه به طور معمول فعالان اجتماعی، با این مسائل به شکل مقطعی و کوتاهمدت برخورد میکنند. یعنی اگر لازم باشد که الان گفته شود علیا زن خیلی جسوری است، میگویند: بله علیا زن خیلی جسوری است، اما به ریشه حرکت علیا و اینکه به کدام مسیر باید برود تا به یک آزادی انتخاب واقعی برسد معمولاً دقت نمیشود.
.
متن مصاحبهی بهنام دارابیزاده با ساقی قهرمان در نوامبر ۲۰۱۱ در رادیو زمانه منتشر شد – ساقی قهرمان
بازدیدها: 16
