Skip to main content

مساله‌ٔ عمر؟

 
بعضی از کسانی که خود را به انتخاب خود در جایگاه مرد (نه مردانه) قرار داده‌ اند، رویایی دارند از رابطه‌ی صمیمانه و پربار و پرامنیت و اعتماد و مداوم با یک زن (که بی آن که انتخاب کرده باشد در جایگاه زن و زنانه قرار گرفته و درک عمیقی هم از این اسم‌ها و نقش‌ها ندارد)، و بعضی از کسانی که خود را به انتخاب خود در جایگاه زن (و نه زنانه) قرار داده‌اند ..، زمان زیادی را به حیرت تلف می‌کنند که چرا این رابطه میسر نیست و چرا آن زن رویایی (یا مرد رویایی) که آن رابطه‌ٔ رویایی را در کنار آنها می‌سازد پیدا نمی‌شود. فراموش می‌کنند و یا از نظر می‌اندازند که:

یک – ازدواج یک سیستم کنترل بر افراد جامعه است، و اصولا قرار نیست به « رابطه‌ٔ صمیمانه و پربار و پرامنیت و اعتماد و مداوم» میان یک مرد و یک زن منتهی شود، بلکه در نهایت و در بهترین حالت، به ایجاد خانواده‌ای موفق و سودآور (نه برای خود خانواده)‌منتهی می‌شود؛

دو – زن و مرد، اگر آموزه‌های سیستم مردسالار را یکی یکی از خود جدا نکنند، قادر نخواهند بود برای هم «شریک یا همسری صمیمی و رفیق و امن و معتمد در درازمدت» باشند چون آن آموزه‌ها و آن نقش‌ها از اساس برای شکل‌گیری یک رابطه‌ی صمیمانه و رفیقانه طراحی و تنظیم نشده‌اند؛

سه – در رابطه‌ای که آدم‌ها از جنس هم نیستند، و از منظری مشترک به سیستم و سازوکار جامعه نگاه منتقد نمی‌اندازند، رفاقت شکل نمی‌گیرد. بنابرین، لذتی که دو تن به هم می‌دهند، لذت‌بخش به معنای توام با هیجان و امنیت و شادی نیست، لذت‌بخش به معنای رقابت با یکدیگر و پیروزی بر یکدیگر و اضطراب از تعامل با همدیگر و فرو رفتن به تنهایی پس از معاشقه هست – اگر قول دو یا سه تا عمر به آدم داده نشده، چرا باید به جای آن که با ابزاری که طبیعتا در دست دارد، جای دیگری به دنبال واقعیت بخشیدن به رویای خود بگردد، عمر را در حیرت نبود چیزی بگذارد که اصولا قرار نیست باشد.

.
اکتبر ۲۰۱۷

بازدیدها: 45